| خطبه های جمعه | شهرستان بابلسر | نقشه سايت | درباره ما |

 
 

جايزه صلح نوبل


 اين كلاه گشاد لايق سر«شارون»است


بدون كمترين ترديدي مي توان گفت كه هدف از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، اهانت به ملت هاي مسلمان و مخصوصاً مردم ايران بوده است و اين پروژه جديد، بعد از ناكامي آمريكا و متحدانش در مقابله با ايران اسلامي و به منظور انتقام از ايران و ايرانيان، طراحي شده و كليد خورده است.
به يقين، برخي از مدعيان اصلاحات، از اين برداشت كه با واقعيت هاي غيرقابل انكار همراه است، بر مي آشوبند و ابرو در هم مي كشند و مانند هميشه، بي آنكه خود را ملزم به ارائه پاسخي منطقي و مستند بدانند، كيهان را به باد ناسزا خواهند گرفت، چرا كه آنان، اعطاي اين جايزه را- آنگونه كه مقامات آمريكايي و اروپايي ادعا كرده اند- دميدن روحي تازه به كالبد از رمق افتاده اصلاحات تلقي مي كنند و متأسفانه از اين نكته غافلند كه غرب وحشي نه فقط كمترين علاقه اي به آنان ندارد، بلكه آنها را نيز مانند ساير مسلمانان دلسوز و ايران دوست، دشمن خود مي داند. بنابراين، نبايد به دستمالي دل خوش كنند و پس از آنكه قيصريه اي را در آتش ديدند، به خود آيند و انگشت حسرت به دندان گيرند.
استقبال دشمنان تابلودار و كينه توز ايران اسلامي از اهداي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي تعجب آور نيست چرا كه آنان به عنوان دشمن، از هر پروژه اي عليه اسلام و انقلاب و مردم ايران حمايت مي كنند، ولي ذوق زدگي ساده انديشانه كساني كه به اسلام و ميهن اسلامي خود دل بسته اند، نه فقط تعجب آور، بلكه تأسف برانگيز است، مخصوصاً، پيام تبريك وزير محترم ارشاد و ابراز خرسندي سخنگوي دولت به مناسبت اعطاي اين جايزه، اگر ساده انديشانه نباشد، به يقين، خطاي فاحشي است كه تنها، كم اطلاعي آنان و تأثير جو كاذب و مصنوعي رسانه هاي غربي مي تواند علت اين خطاي بزرگ تلقي شود.


و اما درباره اين ماجرا و توطئه اي كه در پس آن نهفته است، اشاره اي -هرچند گذرا- به چند نكته ضروري است؛


1- روز جمعه 18شهريورماه- 10 اكتبر- كميته نروژي «نوبل» اعلام كرد كه جايزه صلح نوبل سال 2003 ميلادي را به خانم شيرين عبادي، يك زن حقوقدان ايراني- وكيل دادگستري- اعطاء كرده است.
«اوله دانبولد ميرس» رئيس كميته پنج نفره نوبل در توضيح علت اين انتخاب گفت؛ خانم شيرين عبادي براي دفاع از حقوق بشر و مردم سالاري در كشورش مبارزات گسترده اي داشته است. از سوي ديگر، در بيانيه كميته صلح نوبل كه به همين مناسبت صادر گرديد، ابراز اميدواري شده است كه «اعطاي اين جايزه به همه مبارزان حقوق بشر و مردم سالاري در ايران كه نياز به حمايت و الهام دارند، براي مبارزه در اين راه انگيزه بدهد.»!


در بخشي از اين بيانيه- كه معلوم نيست منابع رسمي خبري و سياسي در كشورمان با چه انگيزه اي از ترجمه و اعلام آن براي افكار عمومي خودداري كرده اند- دفاع و حمايت شيرين عبادي از بهائيت مورد تقدير قرار گرفته و تأكيد شده است كه «شيرين عبادي تمايل و توانايي خود را براي همكاري با نمايندگان گروه هاي سكولار و همچنين مذهبي به اثبات رسانيده و علي رغم تهديدهاي فراوان عليه جان خود، همچنان به مبارزه ادامه داده است»! و...


اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي با استقبال گسترده مقامات سياسي آمريكا، رژيم صهيونيستي، اتحاديه اروپا و ذوق زدگي گروهها وجريانات ضدانقلاب فراري روبرو گرديد و هر يك از آنها، ضمن ابراز خوشنودي از اين انتخاب، جمهوري اسلامي ايران را به خاطر نقض حقوق بشر و ناديده گرفتن قوانين و ضوابط بين المللي مورد سرزنش قرار داده و ابراز اميدواري كردند اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، حامل اين پيام به مخالفان نظام در ايران باشد كه «اگر شما حركت كنيد، ما حاضريم از شما حمايت كنيم»!


جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا كه نه فقط در جهان اسلام، بلكه در ميان بسياري از مردم آزاده اروپا و آمريكا به جلاد مردم مظلوم و بي گناه شهرت يافته و قتل عام و خونريزي او طي دوسال اخير، نفرت عمومي جهانيان را در پي داشته است، با صدور بيانيه اي ضمن ابراز خوشحالي از اختصاص جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي اعلام كرد؛ «من قاطعانه از خواست مردم ايران براي آزادي و دموكراسي حمايت مي كنم و... آمريكا در انتظار روزي است كه ايران آزاد به الگوي مداراگري در خاورميانه و سراسر جهان تبديل شود»!


نكات فوق كه فقط اندكي از انبوه اخبار و گزارش هاي مشابه ديگر است، به وضوح نشان مي دهد كه دشمنان تابلودار و شناخته شده ايران اسلامي، صهيونيست هاي وحشي، گروههاي تروريست، فرقه جاسوس بهائيت و همه كساني كه دستهايي آلوده به خون مردم بي گناه و كيسه هاي انباشته از ثروت غارت شده ملت هاي مظلوم دارند، اولاً؛ از اين انتخاب به شدت ابراز شادماني و ذوق زدگي مي كنند، ثانياً؛ ضمن متهم كردن ايران اسلامي به نقض حقوق بشر، اعطاي اين جايزه را زمينه اي براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران و انگيزه بخشيدن به مخالفان نظام مي دانند و...
اكنون بايد پرسيد كه كدام انسان آزاده، ميهن دوست و دلسوز براي مردم مي تواند از اعطاي اين جايزه ابراز خرسندي كند؟ و كدام ايراني هوشمند در ساختگي بودن اين جنجال و هدف اصلي اعطاي اين جايزه كه اهانت به ايران و ايرانيان است كمترين ترديدي روا مي دارد؟


2- ممكن است گفته شود همانگونه كه يك كشف علمي يا اختراع مفيد، با استقبال عمومي روبرو مي شود و حتي قدرت هاي استعماري و ديكتاتورها نيز حداقل براي حفظ ظاهر از آن حمايت مي كنند، استقبال مقامات سياسي آمريكا، رژيم صهيونيستي و... نيز از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، يك پديده طبيعي است! در اين باره بايد گفت؛ برخلاف اكتشافات علمي واختراعات و يا ارائه نظريات علمي و تحقيقي كه همه صاحبنظران و كارشناسان براي تشخيص و اعلام نظر درباره آن، ملاك ها و معيارهاي يكسان و تعريف شده اي دارند، مقوله «صلح» و پديده «صلح طلبي» يك موضوع مواج و پرنوسان است و اعلام نظر درباره صلح طلب بودن افراد، بستگي به سليقه، ديدگاه و گرايش سياسي داوران دارد. دقيقاً به همين علت است كه از ميان جوايز پنجگانه نوبل، يعني «فيزيك»، «شيمي»، «فيزيولوژي و پزشكي»، «ادبيات» و «صلح»، همواره جايزه صلح نوبل با اعتراض ها و مناقشات فراوان روبرو بوده و هست و هميشه اين جايزه براساس گرايش سياسي خاص داوران كميته صلح نوبل كه اغلب از صهيونيست هاي نام و نشان دار هستند، به كساني اعطاء گرديده كه با گرايش سياسي حاكم بر اين كميته همخواني و انطباق داشته اند.
به عنوان مثال، «روبرت كخ» به خاطر كشف باسيل بيماري سل، «ايوان پاولوف» به علت كشف واكنش هاي شرطي و تحقيق درباره غدد گوارشي، «لاينس پالينگ» به خاطر تحقيقاتش درباره ماهيت پيوند شيميايي و... برنده جايزه نوبل پزشكي، فيزيولوژي و شيمي شده اند و براي تشخيص اين صلاحيت ها معيار و ملاك هاي مشخصي وجود دارند كه نزد همه صاحبنظران يكسان است، اگر چه در اين زمينه ها نيز كميته نوبل به دخالت گرايش هاي سياسي متهم است...
و اما، در اعطاي جايزه صلح نوبل هيچيك از اين معيارهاي تعريف شده وجود ندارد. به بيان ديگر، خانم شيرين عبادي به خاطر ارائه يك كاوش و تحقيق علمي برنده جايزه صلح نوبل نشده است، بلكه كميته نروژي نوبل با در نظرگرفتن سليقه سياسي خود- كه يك گرايش شناخته شده صهيونيستي است- و با تكيه بر ملاحظات مورد توجه قدرت هاي حاكم بر اين كميته، جايزه صلح نوبل را به خانم عبادي داده است.

بنابراين در پي گيري علت اعطاي اين جايزه به خانم عبادي، بايد گرايش سياسي كميته نوبل را در نظر گرفت و نه، شايستگي خانم شيرين عبادي را.


3- مروري گذرا به فهرست كساني كه بعد از پايان جنگ جهاني دوم و در طول پنجاه و چند سال اخير يعني بعد از تشكيل رژيم صهيونيستي و غيرقانوني اسرائيل جايزه صلح نوبل را دريافت كرده اند، به وضوح و بدون كمترين ابهامي نشان مي دهد كه از نگاه كميته نوبل، غالباً و در اكثر موارد كساني طرفدار صلح تلقي شده اند كه اولاً حاكميت بي قيد و شرط نظام سرمايه داري غرب را پذيرفته باشند، ثانياً؛ با جهان اسلام و جنبش هاي آزاديخواه و استقلال طلب مخالفت ورزيده باشند و ثالثاً؛ جنايات وحشيانه رژيم صهيونيستي را تأييد كرده و اين وحشي گري ها را حق طبيعي! و قانوني! رژيم صهيونيستي، براي مقابله با مردم فلسطين و ساير ملت هاي مسلمان تلقي كنند.
اين واقعيت، نكته پيچيده اي نيست كه درك آن نياز به ذهن كاوشگر و بررسي دقيق داشته باشد و موضوع پنهان و پشت پرده اي هم نيست كه فهم آن، فقط با دسترسي به اسناد سرّي و محرمانه امكان پذير باشد. اين واقعيت تلخ و شرم آور را تنها با نگاهي گذرا به فهرست دريافت كنندگان جايزه صلح نوبل، به آساني مي توان ديد، و بسيار تعجب آور است كه برخي از دوستان، چشم خويش را بر اين واقعيت بسته اند.


4- جيمي كارتر، رئيس جمهور اسبق آمريكا كه دستور قتل عام مردم مظلوم ايران در جريان انقلاب اسلامي از جانب او به شاه معدوم ابلاغ شده بود و به اعتراف مقامات آمريكايي، جنگ تحميلي عراق عليه ايران با حمايت مستقيم و همه جانبه آمريكا و اسرائيل در دوران رياست جمهوري او صورت پذيرفته بود، بعد از آن همه جنگ افروزي و خونريزي، جايزه صلح نوبل را دريافت كرد تا جنايات او به حساب تلاش براي صلح نوشته شود.
ياسرعرفات، رهبر ساف، مادام كه عليه اشغالگران صهيونيست مبارزه مي كرد به عنوان يك تروريست معرفي مي گرديد ولي بعد از آنكه در نشست پنهان «اسلو»، ننگ تسليم در برابر رژيم صهيونيستي را پذيرفت و مبارزان فلسطيني را به صهيونيست ها فروخت، به او جايزه صلح نوبل دادند!
انور سادات رئيس جمهور معدوم مصر، هنگامي كه در كنار جمال عبدالناصر با اسرائيل مبارزه مي كرد، يك جنگ طلب معرفي مي گرديد كه قصد بر هم زدن آرامش و ثبات! منطقه را دارد ولي بعد از سازش ذلت آور «كمپ ديويد» و همراهي با سياست هاي اشغالگرانه رژيم صهيونيستي، نه فقط لقب مرد صلح گرفت! و به عنوان مبارزي شجاع! كه براي صلح و ثبات تلاش مي كند معرفي گرديد، بلكه جايزه صلح نوبل را هم به او هديه كردند!
اسحاق رابين، نخست وزير معدوم رژيم صهيونيستي، مناخيم بگين نخست وزير اسبق رژيم وحشي اسرائيل از جمله كساني هستند كه علي رغم جنايات بي شمار و هولناك در فلسطين اشغالي و انجام دهها عمليات تروريستي عليه زن و مرد و كودك بي گناه فلسطيني، به عنوان تلاش كنندگان براي برقراري صلح، جايزه صلح نوبل را دريافت كرده اند.


در سال 1986- 1365- كميته نوبل، جايزه صلح نوبل را به «الاي ويسل» يك صهيونيست معروف آمريكايي داد. اعطاي اين جايزه به «ويسل» كه به دشمني شديد با مسلمانان و مخصوصاً مردم فلسطين شناخته مي شد و از حاميان سينه چاك رژيم صهيونيستي بود مانند بسياري از موارد ديگر كه جايزه صلح نوبل به اينگونه افراد داده شده بود، مخالفت گسترده آزاديخواهان و شخصيت هاي برجسته جهاني را به دنبال داشت ولي باز هم مثل هميشه، اين اعتراض ها به جايي نرسيد. جالب آنكه در آن هنگام سفارت جمهوري اسلامي ايران در نروژ با ارسال نامه اي به كميته صلح نوبل به اين اقدام اعتراض كرد و سفير كشورمان از حضور در مراسم اعطاي جايزه به «الاي ويسل» خودداري ورزيد.


هنري كيسينجر، صهيونيست آمريكايي و از سياستمداران كهنه كار آمريكا، كه به خاطر حمايت هاي بي چون و چرا و گسترده اش از رژيم صهيونيستي به «سايه موشه دايان» معروف بود، از جمله برندگان باصطلاح جايزه صلح نوبل است، اعطاي اين جايزه به كيسينجر به اندازه اي غيرمنطقي و به دور از انتظار بود كه «هنري كوماگر» مورخ شهير آمريكايي در اين باره اعلام كرد «اعطاي جايزه صلح نوبل به كيسينجر از روي گمراهي است و به نظر من ناديده گرفتن نقش كيسينجر در جنگ ويتنام، يعني رفتاري كه نه فقط غيرقانوني بلكه عميقاً وحشيانه و خلاف اصول اخلاقي بوده است، باعث مي شود كه دست زدن به اينگونه جنگ ها مجاز جلوه داده شود گويا كميته صلح نوبل مي خواهد كه ما اين اقدامات را تأييد كنيم و عاملان آن را به فراموشي بسپاريم». ظاهراً «كوماگر» نمي دانست كه اعطاي جايزه صلح نوبل به كيسينجر دقيقاً با هدف مجاز جلوه دادن همين وحشيگري ها صورت پذيرفته بود.


5- همزمان با اعطاي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي، يكي از دست اندركاران كميته نوبل در پاسخ به اين سؤال كه طي چند ماه اخير در محافل نزديك به اين كميته، سخن از اعطاي جايزه صلح نوبل به پاپ، رهبر كاتوليك هاي جهان در ميان بود، گفت؛ مخالفت پاپ با همجنس بازي، مخالفت با روابط جنسي قبل از ازدواج و اعتراض او به سقط جنين، مردم نروژ- بخوانيد اعضاي كميته نوبل- را عصباني كرده بود و اين ناخشنودي مانع از اعطاي جايزه صلح نوبل به پاپ بوده است!
در همين حال، برخي از صاحبنظران اروپايي تأكيد كرده اند كه مخالفت شديد پاپ با حمله آمريكا به عراق نيز در محروم شدن وي از دريافت اين جايزه نقش مؤثري داشته است.


6- در اعطاي جايزه نوبل ادبي نيز گرايش شديد صهيونيستي و نظام سرمايه داري غرب به وضوح ديده مي شود و نگاهي به ليست دريافت كنندگان جايزه نوبل ادبي نشان مي دهد كه تاكنون اين جايزه به هيچيك از نويسندگان مخالف بلوك سرمايه داري غرب و مخالفان رژيم صهيونيستي داده نشده است.
«نجيب محفوظ» يك داستان نويس گمنام مصري بود و غير از مصري ها و عده اي اندك از افراد در كشورهاي عربي او را نمي شناختند و اساساً در شمار نويسندگان مطرح به حساب نمي آمد. اما، هنگامي كه «نجيب محفوظ» به حمايت از كمپ ديويد روي آورد و در نوشته هاي خود، مقابله با مردم فلسطين را حق اسرائيل قلمداد كرده و از كشورهاي عربي خواست كه دست از حمايت فلسطيني ها بردارند، جايزه نوبل ادبي سال 1988 را نصيب او كردند.


«ساموئل ژوزف» از اسرائيل و «نلي ساش» از سوئد دو نويسنده يهودي گمنام و طرفدار صهيونيست ها بودند. اين دونويسنده كه يكي 78 سال و ديگري 75 سال داشت به اتفاق جايزه نوبل ادبي سال 1966 را دريافت كردند. صاحبنظران و منتقدان ادبي، از اعطاي جايزه به اين دو يهودي صهيونيست به شدت شگفت زده شدند، چرا كه آثار آنها را غير از دفاع از رژيم صهيونيستي و مظلوم نمايي درباره آنها، داراي هيچ ويژگي برجسته و درخور توجهي نمي دانستند و...


7- و اكنون با توجه به نكات فوق كه اسناد غيرقابل انكار است و با در نظر گرفتن تأكيد كميته صلح نوبل بر حمايت و فعاليت خانم شيرين عبادي به نفع بهائيت- كه برخلاف تبليغات مغرضانه و بعضاً ساده لوحانه انجمن حجتيه، نه فقط يك مذهب جديد نيست، بلكه يك حزب سياسي وابسته به رژيم صهيونيستي است- به اولين مصاحبه اختصاصي خانم شيرين عبادي با روزنامه اسرائيلي «يديعوت آهارنوت» توجه كنيد؛
خانم عبادي در اين مصاحبه قول مي دهد كه در حد توان خود براي يافتن «رون آراد» خلبان اسرائيلي به اين كشور كمك كند! و در پاسخ به سؤالي درباره يهوديان جاسوس و زنداني در شيراز مي گويد «من به عنوان يك زن مسلمان ايراني از اين ماجرا شرمنده و متأثر شدم»! و...


8- در بيانيه كميته صلح نوبل به مبارزات پي گير خانم عبادي براي حقوق بشر و مخصوصاً دفاع از زنان و كودكان اشاره شده و در چند جاي بيانيه روي آن تأكيد ورزيده اند و سؤال اين است كه كدام مبارزات؟ و در حمايت از حقوق كدام زنان و كودكان؟...
آيا در جريان جنگ تحميلي، دهها هزار كودك و زن بي گناه بر اثر بمباران هوايي شهرها، موشك پراني به مناطق مسكوني و ترورها و انفجارها، به خاك و خون كشيده نشدند؟ آيا فقط يك نمونه
- تأكيد مي شود كه فقط يك نمونه- از مخالفت خانم شيرين عبادي با اين جنايات هولناك را مي توان آدرس داد؟ مگر آن كودكان و زنان مظلوم و بي گناه كه با بمب ها و موشك هاي اهدايي آمريكا و اتحاديه اروپا و حمايت و پشتيباني رژيم صهيونيستي از صدام، قتل عام مي شدند، زن و كودك ايراني نبودند؟ مگر دانش آموزان دبستاني و دبيرستاني كه در محل مدرسه خود آماج بمب و موشك قرار گرفته و اجساد قطعه قطعه شده آنها در كيسه هاي پلاستيكي جمع آوري و به خاك سپرده مي شد، كودك ايراني نبودند؟ خانم شيرين عبادي كه برخي از روزنامه ها با عنوان «بانوي صلح» از او ياد مي كنند، كدام جمله، نامه، بيانيه و يا اعتراض به اين ددمنشي ها داشته است؟!


البته به گواهي اسناد موجود، در آن هنگام خانم عبادي، همنوا و همصدا با تبليغات رژيم بعثي عراق و رسانه هاي آمريكايي و اسرائيلي، جمهوري اسلامي ايران را متهم به اعزام اجباري دانش آموزان به جبهه هاي نبرد مي كرد و از اين طريق مي كوشيد در كينه توزي آمريكا، اسرائيل و رژيم عراق عليه زنان و كودكان هموطن خود سهمي داشته باشد.
آيا هم اكنون و همه روزه تعداد فراواني از زنان و كودكان فلسطيني از سوي رژيم صهيونيستي قتل عام نمي شوند؟ و آيا خانه هاي محقر آنها با گلوله هاي توپ و تانك بر سر ساكنانشان خراب نمي گردد؟ آيا تاكنون اين خانم برنده جايزه صلح نوبل، حتي يك كلمه در اعتراض به اين جنايات وحشيانه لب تر كرده است؟! همين حالا نيز اگر جرأت دارد، عليه اين وحشي گري ها موضع بگيرد و جلادان صهيونيستي را كه مانند او جايزه صلح نوبل گرفته اند، محكوم كند! و اگر اندكي شجاعت و جسارت دارد


- آنگونه كه صهيونيست ها در بيانيه خود ادعا كرده اند- از حقوق زنان و كودكان فلسطيني دفاع كند و خروج اشغالگران از سرزمين آباء و اجدادي مردم فلسطين را- براساس كنوانسيون حقوق بشر- حق آنها معرفي كند!


9- اشرف پهلوي، خواهر بدكاره و بي حيثيت شاه معدوم را همه مي شناسند و مي دانند كه يكي از انبوه جنايات او به فسادكشيدن دختران و زنان اين مرزوبوم و آلوده كردن آنها به موادمخدر بوده است. تا جائي كه در محافل خارجي از اشرف پهلوي به عنوان بزرگترين قاچاقچي موادمخدر در منطقه ياد مي كردند و از ماجراي تجارت كودكان معصوم اين مرزوبوم، مخصوصاً دختران و زنان جوان كه يكي از جنايات فراوان او بوده است، خبر دارند.
اكنون بايد پرسيد چه كساني با اشرف پهلوي همكاري نزديك داشتند؟ و بعد از فرار او به خارج از كشور و ادامه همان فعاليت هاي شرم آور، در پوشش «مركز مطالعات ايران»! با او از نزديك همراهي و همكاري داشته اند؟ آيا اينگونه افراد، بايد مورد تقدير و تمجيد قرار گيرند؟ و يا آنكه به جرم دخالت در جناياتي نظير آلوده كردن زنان و كودكان و جوانان اين مرزوبوم به فساد و موادمخدر، بايستي تحت تعقيب بوده و يا حداقل، از آنچه كرده اند شرمنده و سرافكنده باشند؟!


10-نگارنده اين سطور، خانم شيرين عبادي را در حد و اندازه اي نمي داند كه يادداشت امروز كيهان را به وي اختصاص دهد و اساساً پرداختن بيشتر به هويت ايشان را حداقل در حال حاضر، چندان ضروري تشخيص نمي دهد ولي در پاسخ به اين سؤال كه چرا از ميان افراد ديگري با خصوصيات كم و بيش نظير خانم شيرين عبادي، ايشان را براي اعطاي جايزه سياسي صلح نوبل برگزيده اند، بايد گفت با توجه به آنچه كه شرح آن گذشت، هدف اصلي و غيرقابل ترديد كميته صلح نوبل از انتخاب ايشان، اهانت به ملت هاي مسلمان و مخصوصاً ايران و ايرانيان بوده است و براي اين منظور، اولاً؛ بايد كسي كه انتخاب مي شود، فاقد شخصيت علمي و يا هويت اجتماعي در خور توجه باشد، زيرا افرادي كه از هويت اجتماعي برجسته و شخصيت علمي قابل توجه برخوردارند- صرفنظر از گرايش سياسي و اجتماعي آنان- به هر خواسته اي تن نمي دهند و آسان و بي دردسر در خدمت اهداف اعطاكنندگان اين جايزه قرار نمي گيرند.


كميته صلح نوبل در پي آن بوده و هست كه الگوي زنان برجسته و صاحب نظر و مسلمان ايراني را در اذهان جهانيان، وارونه جلوه دهد و از اين طريق، مانع از الگوشدن آنان براي ساير ملت هاي مسلمان وغيرمسلمان جهان شود و از سوي ديگر با ارائه اين الگوي مخدوش و وارونه از ايران و ايرانيان به خاطر ايستادگي و مقاومت آنان در برابر زورگويي هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي انتقام بگيرد و...


و اما، آيا با توجه به نكات فوق شرم آور نيست كه كساني آگاهانه و افرادي از روي غفلت و بي خبري آتش بيار اين توطئه مشترك آمريكا و رژيم صهيونيستي باشند؟ چرا كه فقط برخورداري از اندكي غيرت ديني و ميهني اجازه همراهي با اين پروژه را نمي دهد. اين كلاه گشاد فقط شايسته سر «شارون» است و به يقين مردم شريف و انقلابي ايران اسلامي دست اندركاران اين توطئه را رسواتر و پشيمان تر از پيش خواهند كرد.اميد است خانم عبادي متوجه اين سوءاستفاده شود.


کیهان- 22/ 7 / 1382

 
 
صفحه اصلي