| خطبه های جمعه | شهرستان بابلسر | نقشه سایت| درباره ما |

 
 

 لباس شخصي ها

واژه «لباس شخصي ها» بعد از آشوب هاي تيرماه 78 وارد ادبيات گروهها و احزاب سياسي كشور شد و با بهره گيري پي در پي روزنامه هاي زنجيره اي و اصرار محافل و راديوهاي بيگانه كه از اين واژه مفهوم انحرافي و تعريف متفاوتي با فرهنگ اسلامي و انقلابي را دنبال مي كردند، بر سر زبان ها افتاد.
طي چهارسال گذشته، دوتعريف جداگانه از واژه «لباس شخصي ها» ارائه شده است كه علي رغم اشتراك لفظي، در مفهوم با يكديگر متفاوت بوده و حتي متضاد نيز هستند.
اين روزها، در پي غائله آفريني تعدادي از اراذل و اوباش كه براساس اسناد موجود، با حمايت آشكار واعلام شده مقامات آمريكايي و دخالت مستقيم برخي از مفسدان اقتصادي همراه بوده است، بار ديگر واژه «لباس شخصي ها» و اين بار هم مانند گذشته، با دومفهوم و منظور جداگانه بر سر زبان ها و قلم ها افتاده است... باز هم يك جريان مشكوك و خزنده كه ما در كيهان با عنوان «خط نفاق جديد» از آن ياد كرده و اسناد رابطه اين جريان مشكوك و خزنده با محافل بيگانه را، بارها بر ملا كرده ايم، با ذوق زدگي به ميدان آمده است. اين جريان، تلاش مي كند، اقدام تعدادي اندك و كم شمار از افراد خودسر- كه بعيد نيست نفوذي خود آنها باشند- را به حساب خيل عظيم مردم وفادار به اسلام و انقلاب بنويسد و حضور دلسوزانه مردم در مقابله با اراذل و اوباش و عناصر آشوبگر را، با عنوان و به بهانه اقدام خودسرانه لباس شخصي ها، مخدوش و نامشروع قلمداد كند

لباس شخصي ها كيستند؟ و نقش آنان در توطئه چيني ها و غائله آفريني ها چيست؟ در اين باره گفتني هايي هست

به اين چند جمله از سخنان حضرت امام(ره) كه فقط نمونه اي از انبوه رهنمودهاي آن بزرگوار خطاب به مردم است، توجه كنيد

بدانيد گناهي بزرگتر از اين نيست كه خداي ناكرده در مقابل ضد خدا و ضد مردم ساكت باشيد و پاداشي بالاتر از حضورتان در مقابل ضد انقلاب نمي باشد... حضور شما در صحنه به آمريكا و غرب و شرق و دنباله روهاي بي عقلشان هشدار داد كه اين ما بوديم كه انقلاب نموديم و اين ما هستيم كه سرنوشت خود را تعيين مي نماييم و از كلمات بي محتواي شما گول نمي خوريم … شما در هركجا كه هستيد با كمال دقت مراقبت كنيد تا ضدانقلاب به مقاصد پليدش نرسد

همانگونه كه به وضوح ديده مي شود، حضرت امام(ره)، بي تفاوتي و سكوت مردم در مقابل توطئه هاي ضدانقلاب را گناهي مي دانند كه بزرگتر از آن قابل تصور نيست و... ضرورت اين حضور، علاوه بر آنكه سفارش امام راحلمان(ره) است، با مروري گذرا به عقبه هاي سخت و نفس گيري كه طي 25 سال گذشته از آن عبور كرده ايم نيز به آساني قابل درك است. نزديكترين نمونه از حضور اينگونه را مي توان در بيست و سوم تيرماه 78 آدرس داد. در آن هنگام كه جماعتي از اراذل و اوباش با حمايت مستقيم آمريكا به صحنه آمده و در حالي كه برخي از گروه هاي سياسي و روزنامه هاي زنجيره اي، نقش ستاد تبليغاتي آنان را برعهده داشتند، به رجزخواني و عربده كشي پرداخته و با قمه و چماق و كوكتل مولوتوف به جان مردم بي دفاع و بي گناه افتاده بودند، خروش حماسي مردم و حضور دلاورانه بسيجيان، غائله را خاتمه داد و حراميان را با ذلت و خواري از ميدان بيرون راند. و عربده مستانه آنان را به زوزه هاي دردناك تبديل كرد

نگاهي به برخي از نوشته ها و اظهارنظرهاي اين روزها حكايت از آن دارد كه بعضي ها وقتي از «لباس شخصي ها» سخن مي گويند و پيشگيري از حضور آنها در صحنه را سفارش مي كنند، منظورشان همين مردم از خودگذشته و پاكباخته است، مردمي كه ولي نعمت هاي نظام هستند و همواره حضور پرشور آنان در روزهاي بدحادثه، كارساز و چاره ساز بوده است

بديهي است كه اين حضور نه فقط ضروري است بلكه، بدون اين حضور كه بسيجيان، نمونه مثال زدني حاضران هميشه در صحنه اينگونه روزهاي حادثه هستند، كاري از پيش نمي رود و سكوت و بي تفاوتي آنها دربرابر توطئه آفرينان و آشوبگران، كه حضرت امام(ره) با تعبير «خداي ناكرده» از آن ياد مي فرمايند، نتيجه اي جز تسليم انقلاب و نظام به دشمنان تابلودار مردم، ندارد
 

در حالي كه مقامات آمريكايي و دنباله هاي داخلي آنها از حضور مشتي اراذل و اوباش و عربده كشي آنها، با عنوان «نمايش مخالفت مردم با نظام اسلامي»! ياد مي كنند و اين توهم را با ذوق زدگي در شيپورهاي تبليغاتي خود مي دمند، چرا نبايد از حضور انبوه دلباختگان اسلام و انقلاب و فدائيان امام و رهبري به عنوان نمايش قدرت واقعي نظام و پايگاه عظيم آن، بهره گرفت؟! مگر دشمنان نظام با يونيفورم سربازان آمريكايي- كه هويت واقعي آنان است- به صحنه مي آيند كه انتظار دارند، توده هاي انبوه مردم، يونيفورم نظامي بپوشند؟!... و در اين نكته جاي تأمل و انديشه بسيار است

اصرار دشمنان و دنباله هاي داخلي آنان براي دوركردن مردم از صحنه، تحت عنوان غيرقانوني بودن حضور لباس شخصي ها، قبل از هرچيز براي آن است كه حمايت از نظام اسلامي را تنها در نيروهاي نظامي و انتظامي آن خلاصه كرده و اينگونه وانمود كنند كه نظاميان و نيروهاي انتظامي در حمايت از نظام و مقابله با آشوبگران، وظيفه كلاسيك خود را انجام مي دهند! بنابراين اگر چه در ايران اسلامي، برخلاف بسياري از كشورهاي ديگر، نيروهاي نظامي و انتظامي بخشي از توده هاي عظيم مردم و همدل و همنوا با آنان هستند و اين واقعيت، بارها به اثبات رسيده است، ولي حضور مردم كه به طور طبيعي و با پوزش از مردم- مانند آشوبگران، با لباس شخصي خواهد بود، اين توطئه تبليغاتي دشمن و دنباله هاي داخلي آن را نيز خنثي مي كند

در ميان خيل عظيم مردم و توده هاي انبوهي كه در اينگونه موارد به صحنه مي آيند، بعيد نيست افرادي نيز به صورت «خودسر» و يا در پي مأموريتي براي بدنام كردن نيروهاي وفادار به انقلاب دست به اقدامات خودسرانه و غيرمنطقي بزنند. بديهي است كه برخورد قاطع با اينگونه افراد و پيشگيري از اقدامات خودسرانه و يا مأموريت نفوذي آنان ضرورتي حياتي و اجتناب ناپذير است. همانگونه كه در جريان آشوب هاي اخير، نيروي انتظامي با درايت و هوشياري به اين وظيفه خطير دست زد

اگر منظور از «لباس شخصي ها» اينگونه افراد باشند، ضمن آنكه حضور غيرقانوني و آسيب رسان آنها قابل توجيه و پذيرفتني نيست، بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه براي آنها واژه «عناصر خودسر» يا «عوامل نفوذي» مناسب است نه «لباس شخصي ها» كه شامل همه مردم مي شود

بازي در دونقش

يكي از شگردهاي شناخته شده دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنان براي متهم كردن نظام و مسئولان نظام اسلامي بوده است

منافقين در اعترافات خود تأكيد كرده اند كه از يكسو بساط فروش روزنامه مجاهد ( منافق) و پخش اطلاعيه هاي ضدانقلابي پهن مي كردند و از سوي ديگر، افرادي از همان گروه مأموريت برهم زدن اين بساط، تحت پوشش نيروهاي حزب اللهي را برعهده داشتند

نشريه پيام دانشجوي بسيجي! در پوشش ارگان نيروهاي بسيجي و دلسوخته نظام، به دشمني با امام و انقلاب و بدنام كردن چهره بسيجيان پاكباخته مشغول بود و بعد از آنكه با درايت بسيج، مجبور به حذف كلمه «بسيجي» از عنوان نشريه شد. به تدريج و به ناچار چهره واقعي خود را نشان داد و امروز گرداننده و سردمدار آن نشريه، يكي از عوامل شناخته شده و تابلودار ضدانقلاب است

پروژه نوارسازان، در پوشش اعترافات يك نيروي حزب اللهي! تهيه شده بود و بعدها معلوم شد كه اين پروژه به سفارش آمريكايي ها و با دست اندركاري برخي از عوامل داخلي راه اندازي گرديده بود به طوري كه امروزه، همان عامل( به ظاهر حزب اللهي) در نقش واقعي خود كه مأموريت از جانب بيگانگان است به صحنه آمده است

در جريان آشوب هاي تيرماه 78 برخي از بازداشت شدگان در مصاحبه اي كه وزارت اطلاعات بعد از بازداشت آنان تدارك ديده بود، با صراحت و با ارائه اسناد غيرقابل انكار، به دريافت كمك مالي و دستور برپايي اغتشاش از طرف سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا اعتراف كردند و جالب آنكه ضمن اعترافات خود به اين نكته نيز اشاره داشتند كه سال گذشته- 77- از يكسو تجمع در پارك لاله را برپا كرده و از سوي ديگر در پوشش عناصر حزب اللهي و بسيجي اقدام به برهم زدن آن تجمع كرده بودند

و بالاخره، بديهي است حضور مردم در صحنه ضمن آنكه ضرورتي غيرقابل انكار است، ولي مادامي كه مقامات مسئول به وظيفه خود با شايستگي و درايت عمل مي كنند، فرماندهي ميدان الزاماً بايستي در اختيار مقامات مسئول باشد و از نيروي مردمي به عنوان پشتيبان بهره گيري شود

درايت مثال زدني نيروي انتظامي در برخورد با آشوب هاي اخير و نقش برجسته فرماندهان اين نيرو كه خود از بسيجيان پاكباخته و آزمون شده هستند، فرمول قابل قبول و كارسازي از چگونگي حضور مردمي و جايگاه آنان در اينگونه موارد است

حسين شريعتمداري- كيهان 31 / 3 / 1382


 
 
صفحه اصلي